عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

94

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

مولانا چون از وفات برهان الدين خبردار شد ، به قيصريه رفت . كتابهاى سيد را جمع‌آورى كرد و همراه خود به قونيه آورد و تا پايان حيات او را از ياد نبرد . چنان كه به مناسبت از وى در " مثنوى " ياد كرد « 1 » و به نقل سخنان او در " فيه ما فيه " پرداخت « 2 » .

--> - سيزده تن صحت اين وقفيه را گواهى كرده‌اند . يكى از گواهان سيد برهان الدين و ديگرى مولاناست . از گواهان ديگر فقط به ذكر نام و نام پدر اكتفا شده است ولى گواهى مولانا با عبارات زير قيد شده است : " شهد بما فيه سلطان المحققين خلاصه اهل الحق و الدين مولانا جلال الدين رومى " و شهادت برهان الدين با اين عبارات : " شهد بما فيه سلطان الفقراء غياث الدين شمس الملة و الدين العظيم الخطر الخاطر المعظم مولانا جلال الحق و الدين السيد برهان الدين محقق ترمذى " . گذشته از آنكه مولانا را در زمان حيات با لقب " رومى " خوانده است چنان كه مشاهده مىشود ، عباراتى كه دربارهء برهان الدين به كار رفته ، كاملا مخدوش و با القاب و اوصاف مولانا بهم آميخته است . اين نكته مسلم است كه مولانا و برهان الدين در زمان حيات بدين القاب خوانده نمىشده‌اند . تازه اگر همچنين القابى به كار مىرفته ، مسلما خود آنان القاب خود را بدان نحو در وقف‌نامه نمىنوشتند . اساسا چنين كارى معمول نبوده است ، لذا اين وقف‌نامه خيلى بعدها بايد استنساخ شده باشد ، اگر اصل آن مجعول نباشد بايد بپذيريم كه در رونويسى سال 644 ه يا حدود آن تاريخ عبارات مجعول و نادرست فوق روى امضاها افزوده شده است . يوسف آق‌يورت از اين وقف‌نامه در كتاب چاپ نشدهء خود بنام : " Resimli Tu ? rk Abideleri Kayseri s ? ehri " بحث كرده است . ( 1 ) مثلا : مثنوى ( طبع نيكلسون ) ، دفتر دوم ، ص 318 ، ب 20 - 1319 ( 2 ) " شيخ الاسلام ترمدى مىگفت : سيد برهان الدين - قدس الله سره العظيم - سخنهاى تحقيق خوب مىگويد از آنست كه كتب مشايخ و -